خرید بک لینک
وقتی سی و هفت ساله میشی اونم توی شرایطی که خنده معنایی نداره؛دنیا سیاه و سفید میشه و رنگها پشت فرسنگها راه پنهون میشن.ذره ای از اون امید به ساختن زندگی هنوز در تو وجود داره اما اینکه میدونی یک ذره امید داری خودش داستانیه.کلا وقتی چیزی تموم میشه دیگه تموم شدهشاید فقط افسوس اینو بخوری که میتونستی ازش بهتر استفاده کنی و یا میتونستی اونو نگهداری.اما وقتی یه ذره از اونا داشته باشی و بدونی که تموم میشه ...حمیدرضا یک اسمه یک نفر بین نه میلیارد نفر جمعیت دنیا... اینکه الان سی و هفت ساله شده و چقدر امید داره و چقدر موفق بوده را شاید نشه اندازه گرفت.اما اون همیشه تلاششو کردشاید ترسید، نرفت جلو، خطر نکرد............ اما ثابت قدم بود.بهترین نبود ولی همیشه همونی بود که دیده میشد.و در ادامه داستان شاید همونی باشه که بود مهم اینه از کدوم زاویه بهش نگاه کنی!! + نوشته شده در یکشنبه ۲۰ آذر ۱۴۰۱ ساعت 18:36 توسط حمید  | 

برچسب: نویسنده: حامد فدایی تاريخ: پنجشنبه 22 دی 1401 ساعت: 21:20

صفحه بندی